پنجشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۵ 13:5

دیروز دیگه قشنگ میزدم تو سر خودم! انقدر که از زبان ترس دارم

هی میگفتم از زبان متنفرم

اما در واقع من واقعا عاشق یادگرفتن زبان جدیدم؛فقط از اینکه توی فشار قرار بگیرم بدم میاد

حتی توی لیست اهدافم یادگرفتن حرفه ای زبان انگلیسی هم بود!

امتحانش در کل امتحان متوسطی بود...از پارسال راحت تر بود

این وسط نمیدونم چون من پارسال نخونده بودم و امسال خوندم بنظرم راحت بود یا اینکه پارسال واقعا سخت بوده

دیروز کل فایل های صوتی کتاب رو یکی یکی گوش کردم...خداروشکر که این کارو کردم چون دقیقا دو سوال از همونا بود!

اون یدونه سوال دیگه هم راحت بود

در کل امتحان متوسط رو به بالا بود

-------------

رفتم از پانسیون کتاب فیزیک+سلامت+هویت+شیمی مو اوردم

اونجا رفتنی اونا حرف میزنن من واقعا نمیتونم تمرکز کنم...از طرفی توی خونه استراحت های بهتری میتونم داشته باشم

هم میتونم بخوابم هم میتونم اهنگ باز کنم

دلم برای -ف- سوخت چون میگفت نرو وقتی تو نیستی منم نمیتونم درس بخونم ولی چه کنم که جفتمون به اتیش حرف زدن -میم- سوختیم

برای زبان واقعا ترس داشتم ولی خب خداروشکر راضی بودم

اینم بگم از پاسخنامه های پیشنهادی سیب ترش واقعا هیچوقت راضی نیستم

خیلی خیلی بد ان

پر غلط و اشکالن،یبار به اون نگاه میکنم سکته میزنم،یبار به پاسخ قابل استناد نگاه میکنم اروم میگیرم

خود پاسخبرگ پیشنهادی سیب ترش توی هیچکدوم از امتحانا 20 نشده تا الان:)))

بگذریم!!

تصمیم گرفتم دیگه به جز موارد کلی پاسخبرگ چک نکنم چون به شدت اعصابم خورد میشه.

بریم سراغ فیزیک

برای فیزیک 2 روز و نیم وقت دارم

امروز واقعا وقتمو تلف نمیکنم.

در همین حد میتونم بگم:)

Tags :

#شرح حال

#روزمرگی

دخترِ بهار:)🌸
About Me
« اُردیبِهِشتـْ »
اینجا؛
قرارگاه افکار من است.
و آنچه که طلب می کنم؛
آغوش گرم ماه
یک کنج دنج
یک چای داغ
و یک خیال آسوده است.
Archive
News
Authors
Other

موزیک پلیر

قالب طراحی شده توسط:

پینک تم