فیزیک همیشه نقطه ضعف من بوده
هیچوقت توش به قدری که توی زیست و ریاضی خوبم، خوب نبودم
نمیدونم چه سری عه
برای همین واسه من این ترمیم فیزیک از شکستن شاخ غول ترسناک تر بود
اون سه روز فرجه ای که داده بودن از دل و جون مایه گذاشتم و یه جزوه300 صفحه ای رو تموم کردم...سوالاشو حل کردم
سخت بود ولی شد
دیگه حتی فرصت نمیکردم تایمر مطالعه رو بزنم انقدر که فشرده میخوندم
و خب، از نتیجه کم و بیش راضیم
میدونی
هربار قبل امتحان میگم توی این امتحان فلان قدر بشه نمرم من راضیم
بعد از جلسه میام و نمرم همونقدر میشه و من ناراحت میشم که چرا بیشتر نشدم!!!
خیلی اذیتم میکنه واقعا عصبیم
مثلا برای زبان از جون و دل مایه گذاشتم ولی حالا میبینم اونجوری که باید نمره بگیرم نمیگیرم
همشم سر چیزای الکی و چرت و پرت مطلق!
با اینکه از ته وجودم تلاش میکنم
از طرفی
میام میبینم توی وبلاگای دیگه یا توی صحبت هایی که دخترا بعد ازمون میکنن همه میگن 19/75 میشم هم امتحانارو و من واقعا افسرده میشم با شنیدنشون
میگم پس نمره من خیلی کمه در مقابل اینا
الان واسه امتحان بعدی هویت دارم ولی هنوز شروعش نکردم
خستم میدونی! از اینکه توانایی هام در حد 1 شدن باشه ولی همش 2 باشم خستم
از اینکه عقب باشم خستم
من نمراتم امسال تا جایی که میدونم واقعا خوبن،اگه با این نمرات هم رتبه خوبی نیاوردم دیگه هرچی کتابه اتیش میزنم
برام ثابت میشه که حتی با میانگین نمرات بالای 18 توی نهایی هم نمیشه هیچ کاری کرد
واقعا خستم!
به شدت خستم!
عصبی و خسته!
از طرفی از شیمی میترسم! مال یازدهم رو خیلی سخت داده بودن!
از اونور خونواده ها دارن میرن مسافرت عشق و حال... و من بخاطر کنکور نه تونستم برم کربلا و دلم موند(با اینکه با اقا حرف زده بودم و دم اقا هم گرم که اگه کربلا رو نداد بجاش یه چیز دیگه بهم داد) نه تونستم برم مسافرت
بعد امتحانات هم که فشرده واسه کنکور میخونم الی30 مرداد که روز کنکوره
و بعد؟ استراحت؟ نه بابا
تازه بدو بدو های مراسممون شروع میشه چون بخاطر کنکور هیچ کاری نکردم مطلقا
انتخاب موسیقی / خرید لباس / سفارش کیک / سفارش شام / لباس مهمونی / کیف و کفش / پذیرایی مراسم و هزار جور خرید دیگه
حقیقتا کلافم...
نه بخاطر اینا،چون اینا شیرینن
ولی خب میدونم که امسال رفتنی ام انشاالله...امیدوارم واقعا!
بین رشته های مختلف موندم:)