پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۵ 15:25

راستشو بخوام بگم هنوز باورم نشده که همین دو ماه بعد این دوره از زندگیم که سخت ترین و طاقت فرسا ترین دوره زندگیم بود تموم میشه و یه صبح جدید برام شروع میشه

یجوریم...انگار میدونم این موقعیت چقدر حس خوشحالی داره ولی قابلیت اون خوشحالی کردن رو اونجور که در شان این صبح هست ندارم...

یعنی میدونم چقدر باید خوشحال باشم،ولی نمیتونم باشم...ترسیدم...

اما از صمیم قلب اون نسیم خنکی که مربوط به اون دورانه رو از الان روی صورتم حس میکنم...

الحمدالله...

دیشب با اقای ماه یکم در مورد قوانین خونموون و بچه داری حرف زدیم...صحبت خیلی شیرینی بود برای من.. تهش هزار بار خدا رو شکر کردم:)

با دخترعموم -ز- درباره گل آرایی سالن صحبت کردیم و قرار بر این شد که استند رو از بیرون اجاره کنیم و توی خونه تزئینش کنیم و چند ساعت قبل مراسم ببریم بذاریمش توی سالن:)

از حال و احوالم بخوام بگم در کل خوبم...این شبا بیشتر پیش خونوادم میخوابم...شاید این ترسیدن از تنهایی خوابیدن یه ثوابی کرد و من رو کشوند دوباره پیش خانواده...

ذوق جدیدی واسه زندگی کردن دارم. دوست دارم توی خونه ی خودم باشم...و اونجا به معنی واقعی کلمه "زندگی" کنم!:)

این روزا یه حالت عجیبی دارم اونم اینه که وقتی میام به کارام رسیدگی کنم یهو حس سنگینی و خوابالودگی بهم دست میده حتی اگه شب رو 10 ساعت خوابیده باشم

دلم خیلی میخواد برای انجام کارام به اون اپلیکیشن هدف درسی وصل شم...خیلی خوبه لامصب:)

اما حیف که گوشیم پیشم نیست...نسخه لپتابشم نداره که بخوام اینجا نصبش کنم خب! ایش...

دلم چیدن خونه خودم و خرید اینترنتی میخواد شدیدا! هی آنباکس و چیدن آنباکس و چیدن آنباکس و چیدن:)

به شدت دلم میخواد اکسسوری بگیرم چون من حتی یدونه دستبند/گردنبند / گوشواره فانتزی هم ندارم

نمیدونم چند ماهه کلا گوشواره ننداختم!

//صبح یه تایم ریاضی خوندم...دوره خوبی بوده تا اینجا...امیدوارم بتونم ادامش بدم

//فردا جمعست....خوشبحالمه که نمیام سالن!:)

//بنر تبلیغاتی م گذاشته شده و تا الان 100 ممبر اومده...امیدوارم بشه 500 تا پنجشنبه هفته ی بعد:)

// برای سابیدن قند و گرفتن تور باید به -میم- بگم بیاد محضر...خواهر شیری منه و هزار سال هم که بگذره و نبینمش باز مثل بچگیام دوسش دارم:) خدایا ازم نگیرش...الهی آمین.

Tags :

#شرح حال

#روزمرگی

دخترِ بهار:)🌸
About Me
« اُردیبِهِشتـْ »
اینجا؛
قرارگاه افکار من است.
و آنچه که طلب می کنم؛
آغوش گرم ماه
یک کنج دنج
یک چای داغ
و یک خیال آسوده است.
Archive
News
Authors
Other

موزیک پلیر

قالب طراحی شده توسط:

پینک تم